تبليغاتX
همــــه چـــیــز از همـــه جـــــــا
 

روش‌های انتخاب جنسیت جنین

روش‌های انتخاب جنسیت جنین

نوزاد

«دختر و پسر ندارد. مهم این است كه فرزند سالم باشد.» این جمله را بارها و بارها شنیده‌ایم. اما واقعیت آن است كه اعماق دل افراد معمولا چیز دیگری می‌گوید. در واقع انسان موجودی انتخابگر است و آرزوی دیرینه‌اش این بوده كه جنسیت فرزندش را خودش تعیین كند و به اصطلاح جنسش جور باشد.

این روزها بحث تعیین جنسیت جنین به موضوع داغی تبدیل شده كه خیلی از همسران، حتی در جوامع پیشرفته به دنبال آن هستند. اما آیا واقعا می‌توانیم جنس فرزندمان را خودمان انتخاب كنیم؟

راستی اگر انتخاب جنسیت فرزند آسان بود، چند درصد افراد دختر یا پسر بودن كودكشان را انتخاب می‌كردند؟

جنسیت جنین چگونه شكل می‌گیرد؟

سال‌هاست كه دانشمندان اعلام كرده‌اند هر یك از والدین نیمی از ساختار ژنتیكی كودكشان را تامین می‌كنند. درباره ی تعیین جنسیت نیز این مساله صادق است، به نحوی كه دو كروموزم جنسی هر فرد، یكی از پدر و یكی از مادر تامین شده است. دو نوع کروموزوم جنسی در بدن وجود دارد : کروموزوم X و کروموزوم Y.

سلول جنسی زن (تخمک) دارای فرمول XX است و به فرزندش می تواند فقط یك كروموزم X بدهد. اما سلول‌های جنسی مرد (اسپرم) دارای دو نوع كروموزم جنسی Y وX  هستند. بنابراین بسته به اینكه كدام نوع اسپرم (حاویX  یا ‌Y) با تخمکی كه حاوی کروموزوم X است تركیب شود، جنسیت جنین مشخص می‌شود. اگر اسپرم حاوی كروموزم Y موفق به نفوذ در تخمك شود، جنین پسر خواهد بود و اگر اسپرم حاوی X به تخمك وارد شود، جنین، دختر خواهد بود.

در واقع تمام روش‌های توصیه شده برای انتخاب جنسیت فرزند، پیش از وقوع حاملگی موثرند. حتی چند ثانیه پس از لقاح، دیگر نمی‌توان جنسیت جنین را تغییر داد، زیرا بلافاصله پس از ورود اولین اسپرم به تخمك، غشایی محكم در اطراف آن ایجاد می‌شود كه اجازه ورود اسپرم دیگری را نمی‌دهد.

اسپرم ها، ویژگی‌های متفاوت دارند

یكی از مسائل مهمی كه سبب تعیین جنسیت جنین می‌شود، ویژگی‌های متفاوت اسپرم‌هاست. به عبارت دیگر، اسپرم‌های حاوی X (مولد دختر) از نظر سرعت حركت، محیط مناسب زندگی، طول عمر و ... با اسپرم‌های حاویY  (مولد پسر) متفاوت هستند. این تفاوت‌ها در كنار تفاوت‌هایی كه در غشای تخمك، شرایط محیطی رحم و بسیاری از عوامل شناخته‌شده و ناشناخته ی دیگر وجود دارد، جنسیت جنین را رقم می‌زند.

جنین

محققان دریافته‌اند اسپرم‌های حاویX ، از اسپرم‌های Y كمی بزرگ‌ترند. بنابراین اسپرم‌های X به سبب حجیم بودن، حركت كندتری دارند. اما از سویی دیگر میزان PH محیط داخلی رحم كه به طور طبیعی كمی حالت اسیدی دارد، نیز بر طول عمر اسپرم‌ها تاثیر می‌گذارد. اسپرم‌های Y در محیط رحم دوام كمتری دارند. در عوض اسپرم‌های مولد دختر در محیط اسیدی طول عمر بیشتری دارند.

اما آیا می‌توان از این ویژگی‌ها برای انتخاب جنسیت جنین بهره گرفت؟

روش‌های تجربی: بیم‌ها و امیدها

ویژگی‌های متفاوت اسپرم‌ها برای ادامه حیات سبب شده است برخی دانشمندان علوم پزشکی و فیزیولوژی با تكیه بر تجربیات علمی خود، توصیه‌هایی برای پسردار یا دختردار شدن ارائه دهند.

دكتر لاندروم شتلز، برای اولین بار با انتشار یك كتاب، روش‌های خاصی را برای انتخاب جنسیت جنین ارائه كرد و پس از آن، پزشكان زیادی از این روش‌ها برای زوج‌های علاقمند، بهره گرفتند.

به اعتقاد دكتر شتلز، زمان تخمك‌گذاری مادر و وقوع عمل لقاح، نقش مهمی را در تعیین جنسیت فرزند ایفا می‌كند. در واقع روش‌های دكتر شتلز بر پایه تخمین زمان تخمك‌گذاری مادر بنا شده است. او معتقد است اگر لقاح در فاصله كمتر از 12 ساعت از زمان تخمك‌گذاری به وقوع بپیوندد، احتمال پسردار شدن بیشتر است. اما به سبب دوام كمتر اسپرم‌های Y اگر لقاح بعد از یك روز از تخمك‌گذاری مادر صورت گیرد، احتمال دختردار شدن را بیشتر خواهد كرد. لذا آنچه اهمیت دارد، دانستن زمان تخمك‌گذاری است كه كار ساده‌ای نیست.

از نظر بیولوژی، زمان تخمك‌گذاری هر زنی به ویژگی‌های ژنتیكی و اكتسابی وی بستگی دارد و اگر چه طبق یك اصل كلی فیزیولوژیك، تخمك‌گذاری در نیمه سیكل قاعدگی (تقریبا 13 تا 15 روز پس از اولین روز قاعدگی آخر) رخ می‌دهد، اما زمان دقیق آن مشخص نیست و تنها با کنترل دقیق توسط دستگاه اولترا سوند قابل تشخیص است.

با این حال پزشكان معتقدند هنگام تخمك‌گذاری، دمای بدن زن کمی بالا می‌رود و با استفاده از این موضوع، می‌توان زمان آن را تخمین زد. برای این كار زن باید هر روز دمای بدن خود را اندازه بگیرد و آن را یادداشت كند. روزی كه دمای بدن وی، نیم تا یك درجه زیاد شود، روز تخمك‌گذاری وی خواهد بود. با این همه نمی‌توان خطاهای دید فرد و خطای ابزار سنجش دما را در این روش نادیده گرفت.

رژیم‌های غذایی خاص برای انتخاب جنسیت فرزند

یكی از روش‌های پُرطرفدار كه امروزه به شكلی رایج برای انتخاب جنسیت فرزند تجویز می‌شود، رژیم‌های غذایی خاص است كه باید توسط مادر رعایت شود. رعایت رژیم‌های غذایی خاص از سوی مادر باعث تغییر میزان اسیدیته (PH) محیط داخلی رحم می‌شود و این مساله می‌تواند در بقا و فعالیت اسپرم‌هایX  و Y تاثیرگذار باشد.

منابع غذایی پروتئینی

با این تفاصیل مصرف برخی غذاها كه سبب اسیدی شدن محیط داخلی رحم می‌شود، می‌تواند باعث بقا و فعالیت بیشتر اسپرم‌های حاوی X شود و احتمال دخترشدن جنین افزایش یابد. غذاهای حاوی كلسیم و منیزیم مانند شیر و سایر لبنیات، ماهی، میگو، سبزیجات تازه مثل كرفس، پیاز و اسفناج، كاكائو و غذاهای شیرین، همراه با حذف نمك از غذا می‌توانند احتمال دختر شدن جنین را زیاد كنند.

از طرفی، قلیایی شدن محیط رحم باعث دوام و فعالیت بیشتر اسپرم‌های Y و در نتیجه پسردار شدن می‌شود و شاید با مصرف غذاهایی كه حاوی میزان سدیم و پتاسیم بیشتری هستند مثل غذاهای نمكی، دانه‌های روغنی، كره و گوشت قرمز ، همراه با حذف شیر و لبنیات از رژیم غذایی، بتوان به این هدف رسید.

آنچه در این میان اهمیت دارد، آن است كه این رژیم‌ها حداقل باید 2 ماه پیش از حاملگی رعایت شوند تا اثرات مورد نظر را بر محیط داخلی رحم بگذارند.

اگر بر خلاف تمایل زوجین، حاملگی در این مدت اتفاق نیفتد، ادامه رژیم غذایی در آینده، زن را با كمبودهای تغذیه‌ای روبرو خواهد كرد؛ مثلا نخوردن شیر و لبنیات به امید پسردار شدن، مادر را در آینده با خطراتی مانند پوكی استخوان درگیر می‌كند. زیاده‌روی در مصرف غذاهای شور برای پسردار شدن، خطر ایجاد فشار خون بالا و مسمومیت حاملگی و مصرف زیاد شیرینی‌جات ، خطر بروز دیابت را به دنبال دارد. این خطرات، تهدیدكننده جان مادر و كودك هستند و نمی‌توان اهمیت آنها را نادیده گرفت.

استفاده از رژیم‌های سخت غذایی، علاوه بر ایجاد كمبود‌های تغذیه‌ای می‌تواند اثرات روانی نامطلوبی در مادر بر جای بگذارد. استرس و اضطراب خود یكی از پیامدهای سختگیری در رژیم غذایی است كه این مساله نیز در جنسیت جنین بی تاثیر نخواهد بود.

عوامل موثر دیگر

اگرچه بشر با تكیه بر دانش و تجربه توانسته است بسیاری از عواملی را كه سبب می‌شود جنین حاصل از لقاح دختر شود یا پسر، بشناسد، اما مطمئنا در این زمینه سازوكارهایی دخالت دارند كه بشر هنوز به آنها واقف نشده است. مكانیسم‌های هورمونی و نقش آنها در تعیین جنسیت جنین، امروزه مورد مطالعه دانشمندان قرار دارد.

بارهای الكتریكی خاصی كه در سطح غشای تخمك و در سر اسپرم قرار دارند، خود یكی از عوامل مهم در تعیین جنسیت جنین هستند. در واقع سطوح یونی با بار الكتریكی خاص خود در سطح تخمك و همین‌طور اسپرم می‌توانند در جذب اسپرم‌های دخترزا یا پسرزا نقش داشته باشند. جالب است بدانید این سطوح یونی در دوره‌های مختلف زمانی تغییر می‌كنند.

امروزه دانشمندان بر این باورند كه سیستم ایمنی هر فرد نیز در تعیین جنسیت كودكش دخالت دارد. شرایط اجتماعی اقتصادی زندگی، شغل و حتی شرایط اقلیمی و آب و هوایی در جنسیت فرزند دخیل هستند. این عوامل به خصوص در تعداد و كیفیت اسپرم‌ها در مردان اثرگذار خواهد بود. امروزه محققان دریافته‌اند استرس و اضطراب مادر می‌تواند به طور ناخودآگاه سبب دختر شدن جنین شود. از سویی دیگر دانشمندان سوئدی با مطالعه یافته‌های تاریخی تولد و مرگ دریافته‌اند، در زمان سختی‌ها مثل قحطی و خشكسالی تعداد دختران به دنیا آمده نسبت به زمان‌های دیگر بیشتر بوده است.

تعیین جنسیت جنین خوب است یا بد؟

پیشگیری از به دنیا آمدن نوزادان مبتلا به بیماری‌های ژنتیكی وابسته به جنس، مانند هموفیلی، یكی از مهم‌ترین اهداف انتخاب جنسیت جنین است كه البته به روشی مطمئن نیاز دارد. واقعیت آن است كه روش PGD (تعیین جنسیت پیش از لانه‌گزینی) به عنوان تكنیكی پیشرفته در دنیا، نه تنها می‌تواند امكان انتخاب جنسیت جنین را فراهم كند، بلكه می‌تواند گام بلندی به سوی تشخیص بیماری‌های ژنتیكی قبل از لانه‌گزینی جنین باشد.

گذشته از بیماری‌های ژنتیكی، انتخاب جنسیت جنین بر اساس تمایل پدر و مادر با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی روبه‌روست. مخالفان بر این عقیده‌اند كه انتخاب بیشتر یك جنس، ممكن است باعث به هم خوردن تعادل جنسیتی در جامعه شود.

در حالی كه متخصصان معتقدند تنها روش‌های مطمئن تعیین جنسیت جنین می‌تواند شانس صددرصد برای انتخاب را به پدر و مادر‌ها بدهد و تنها تعداد معدودی از زوجین تن به این روش‌های هزینه‌بر و مشكل می‌دهند. به همین سبب با توجه به تعداد اندك آنها چنین خطری جامعه را تهدید نخواهد كرد.

موافقان انتخاب جنس جنین نیز معتقدند یكی از امكاناتی كه انتخاب جنسیت فرزند در اختیار جوامع قرار می‌دهد، تنظیم خانواده و كنترل جمعیت است. در بسیاری موارد تمایل به داشتن مثلا یك فرزند دختر در یك خانواده سبب می‌شود بارداری دوم، سوم و... به امید دختر شدن فرزند بعدی روی دهد. در حالی‌كه با انجام روش‌های مطمئن انتخاب جنسیت، شاید مشكل خانواده در بارداری اول حل شود و بارداری بعدی صورت نگیرد.


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در دوشنبه 1388/07/27 ساعت 4:49 بعد از ظهر موضوع پزشکی | لینک ثابت


دست های کوچک دعا

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

 

لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است." 


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در شنبه 1388/07/18 ساعت 9:8 قبل از ظهر موضوع خبر | لینک ثابت


سرنوشت: انتخاب یا شانس؟

این مسئله تاحدود زیادی متناقض است. فرد سوال کننده باور دارد که سرنوشتی وجود دارد؛ و اینکه می تواند آن را با انتخاب های خود رقم بزند، یااینکه شانس آنرا تعیین می کند؛ سوال او این است که سرنوشت ما انسانها به شانس بستگی دارد یا به انتخاب های خودمان. برای درک این تناقض و بررسی عمیق تر این موضوع، ابتدا باید این واژگان را تعریف کنیم.

سرنوشت چیزی است که برای فرد مقدر شده است، یعنی مسیر اتفاقات زندگی از پیش برای رسیدن به یک مقصد خاص، تعیین شده است. از سرنوشت این مفهوم گرفته می شود که قدرتی روند اتفاقات زندگی فرد را از پیش تعیین می کند. با این طرز فکر هیچ جای انتخابی برای انسان باقی نمی ماند. اگر بخواهیم واقعیت را بگوییم، در لغت نامه هیچ معنای دیگری برای سرنوشت نمی توانیم پیدا کنیم. اما با اینحال افراد آنرا به صروت های دیگری نیز فرای معنای لغت نامه ای آن معنی می کنند. بعضی عقیده دارند که سرنوشت همان چیزی است که در آخر به آن می رسید و برای آنهایی که به سرنوشت اعتقاد دارند، تقدیر اصل مهم و عامل تعیین کننده در اتفاقاتی است که برای ما می افتد. تقدیر و سرنوشت به صورت علت و معلولی به هم مرتبط هستند.

قدرت انتخاب یا اراده نیازمند وجود جایگزین های فکری، کلامی یا عملکردی است که فرد بتواند از میان آن یکی را انتخاب کند.

در وقوع تصادفی یک اتفاق، هیچ علت خاصی را نمی توان مسبب وقوع آن دانست که اتفاق تصادفی هم خوانده می شود. لغت نامه آنرا اینطور تعریف می کند: شانس چیزی است که به طور غیر قابل پیش بینی و بدون قصد و نیت انسانی یا دلیل قابل مشاهده اتفاق می افتد؛ همچنین یعنی احتمال یک نتیجه تعیین شده در یک موقعیت نامشخص.

در سرنوشت هیچ چیز تصادفی نیست، شانس نقشی ندارد و انتخابی هم وجود ندارد چون بنابر تعریف سرنوشت، همه چیز از قبل مقرر شده است. وقتی سرنوشت حکم می کند، یا هیچ انتخاب یا شانسی وجود ندارد و یا اگر هم که وجود داشته باشد، همان شانس و انتخاب ها را نیز سرنوشت تعیین می کند. انتخابی ک از پیش تعیین شده باشد دیگر انتخاب نیست. کلمه "سرنوشت" علاوه بر علت و معلول فیزیکی، رابطه ای معنادار بین علت و تاثیرات آن روی انسان را نیز نشان می دهد.

اما هیچکس از قبل نمی داند، آگاهی قبلی از یک اتفاق به هیچ وجه وجود ندارد. ستاره شناسان و امثال آن فقط احتمالات را پیشگویی می کنند. فقط اتفاقات را با سرنوشت توجیه می کنند، مخصوصاً وقتی نمی توانند دلیل مشخص و معناداری برای آن پیدا کنند. یک تصادف هواپیما یا قطار را در نظر بگیرید که در آن تقریباً همه مسافران جان خود را از دست می دهند و تعداد کمی جان سالم به در می برند بدون اینکه آسیب جدی هم دیده باشند. آنها که به سرنوشت اعتقاد دارند ادعا خواهند کرد که سرنوشت آن چند نفر را نجات داده است. و خانواده و نزدیکان متوفیان خود را با نسبت دادن مرگ عزیزانشان به سرنوشت، تسلی می دهند. اگر مسافری که قرار بوده در آن سفر باشد اما به خاطر یک دلیل نامشخص به آن سفر نرسیده، باز هم بقای او را نتیجه تقدیر و سرنوشت می دانند. همینطور اگر کسی که قرار نبوده در آن سفر باشد اما باز به دلیلی غیرقابل توضیح مجبور به آن می شود، مرگ او سرنوشت وی تلقی خواهد شد. در تحلیل علمی این قضیه، به کنار از احتمالات، هیچ چیز نمی تواند دلیل این اتفاق را توضیح دهد. درنتیجه، سرنوشت نه به شانس ارتباطی دارد و نه به قدرت انتخاب، بلکه با ایمان مرتبط است. برخی تجربیات، مثل موردی که در بالا به آن اشاره شد، بدون هیچ توضیحی اتفاق می افتند. اکثر آنها را می توان منطقاً توضیح داد اما نه از دیدگاه الهیات. مثلاً در تصادفی که در بالا به آن اشاره شد، می توان گفت که اتفاق به دلیل آتش

گرفتن موور هواپیما اتفاق افتاده است. برای یک فرد منطقی، این توضیح کافی به نظر می رسد اما نه برای کسی که به تقدیر و سرنوشت اعتقاد دارد. چنین تصادفی منطقاً وجود سرنوشت را ثابت نمی کند.

به خاطر استفاده نادرست از واژه سرنوشت بحث درمورد این موضوع کمی گیج کننده می شود. اجازه بدهید به یک سخنرانی از جواهر لعل نهرو که در پانزدهم آگوست 1947، اولین سالگرد استقلال هند ایراد کرده اشاره کنیم. او آن را "دیدار با سرنوشت" نامید. مطمئناً منظورش این نبوده که آزادی که با تلاش زیاد به دست آورده اند را تضمین کرده اند چون با یک قدرت بزرگتر از پیش تعیین شده بوده یا اینکه بخت یا تقدیر بوده است. منظور او این بوده که آزادیشان را با فداکاری ها و رنج هایی که هر کدامشان کشیده اند به دست آورده اند. درنتیجه واژه سرنوشت را با معنای لغوی آن استفاده نکرده بوده است. منظور او سرنوشتی بوده که با تلاش ها و کوشش های بی وقفه انسان به دست آمده است. اگر تایید کنیم که معنی سرنوشت همین است نه آن که در لغت نامه آمده، آنوقت سرنوشت هم به قدرت اراده و انتخاب و هم به شانس بستگی خواهد داشت. البته با درنظر گرفتن اینکه ما برای انتخاب هایمان تلاش و کوشش داشته باشیم. تفاوت نظر درمورد این موضوع به خاطر استفاده از معانی مختلف واژه سرنوشت است. درواقع کلمات "انتخاب"، "شانس" و "سرنوشت" نقطه مقابل همدیگر هستند. هدف ما در این مقاله این است ثابت کنیم این انتخاب یا شانس است که روند زندگی و دستاوردهای ما را تعیین می کند نه سرنوشت، درست مثل دست یافتن به آزادی که سرنوشتمان نبوده بلکه نتیجه تصادفات، انتخاب های ما، آزمایشات، و سختی هایمان است. می خواهم وجود سرنوشت را از دیدگاه علمی نیز ثابت کنم. می توانیم با اطمینان بگوییم که کسوف یا خسوف را سرنوشت مقدر کرده است. همینطور مقدر شده است که سیاره ها، خورشید، ستاره ها و کهکشان ها در فضا ناپدید شوند. این با قوانین فیزیک که امروز شناخته شده، مقدر شده است. جهان نه تنها گسترده می شود، بلکه با سرعت بسیار بالایی هم در حال گسترش است.

از دیدگاه معتقدین به سرنوشت، زندگی صحنه ای است که در آن ما نقش خودمان را بازی می کنیم اما همین هم اگر عمیق مورد بررسی قرار گیرد، به تصادف و شانس ختم می شود. هنرپیشه های مختلف متفاوت رل بازی می کنند، نه فط به خاطر توانایی های متفاوتی که برای اجرای یک نقش دارند، بلکه چون استنباط های متفاوتی از یک نقش دارند. آنها برحسب تجربیات و تحصیلاتشان، نقش مورد نظر را تقسیر می کنند. این مسئله در سمفونی ساختن هم صدق می کند. آهنگسازان مختلف از نت های مختلف برداشت های متفاوت دارند.

برخی از معتقدین به سرنوشت می گویند که نقششان در زندگی از قبل به آنها داده شده است و کار آنها این است که آن را با تمام توانایی خود اجرا کنند. و خیلی های دیگر از این افراد معتقدند که حتی یک برگ هم بدون اراده خدا نمی تواند حرکت کند و این یعنی هیچ اراده ای وجود ندارد. برخی دیگر معتقدند که "کارما" یا همان کردار انسان است که زندگی کنونیش را تعیین می کند. یعنی کارهایی که قبلاً در طول زندگی انجام داده اید و تاثیرات آن تابه حال مشخص نشده است. این "کارما" نتیجه اعمالی است که در تولدهای پیشین خود انجام داده اید و در این تولد یا تولدهای آینده تان آشکار می شوند. همچنین باور دارند که می توانند در زندگی کنونیشان تقریباً با اراده زندگی کنند. درنتیجه چه به تولد دوباره اعتقاد داشه باشید یا نه، می توان گفت که سرنوشت به شانس و انتخاب هر دو بستگی دارد اما توسط نیروهای خاصی از زندگی گذشته ما محدود شده است. بنابراین سرنوشت معانی و مفاهیم مختلفی دارد که در آن آزادی درکنار روند اتفاقات از پیش تعیین شده وجود دارد. مشکل اینجاست که قبول سرنوشت به ایمان فردب ستگی دارد و قابل اثبات نیست چون قابل پیشگویی نیست. ستاره شناسان ادعا می کنند که آینده را پیشبینی می کنند. بیشتر وقت ها پیش گویی هایشان نادرست از آب در می آید. من که نه به ستاره شناسی و نه به سرنوشت اعتقاد دارم می گویم که ستاره شناسی و ایمان به سرنوشت هر دو برای معتقدین آن سودمند هستند مخصوصاً در مواقع دشوار زندگی.

درمورد قدرت انتخاب هم هیچ چیز راست و مستقیم نیست. بااینکه یک نفر ممکن است تصور کند که در انتخاب های خود کاملاً آزاد است اما در زندگی واقعی اینطور نیست. انتخاب های انسان در زندگی همیشه به صورت های زیر محدود می شود:

1. ویژگی های زیست شناسی او، اینکه مثلاً نمی تواند مثل پرنده ها پرواز کند.

2. ژنتیک او، مثلاً رنگ چشمانش، موهایش، قدش و امثال آن. برخی از خصوصیات شخصیتی او مثل ریسک پذیری، درون گرا بودن و امثال آن هم با ژنتیک فرد مشخص می شود اما تاثیر تربیت، تغذیه، سابقه بیماری و امثال آن می تواند برخی از این خصوصیات را تغییر دهد.

3. محیط پیرامون او، مثلاً کسی که در یک خانواده فقیر به دنیا آمده است نمی تواند مثل یک شاهزاده زندگی کند به استثنای موارد خاص.

4. تربیت و تحصیلات او، مثلاً برخی در محیط هایی زندگی می کنند که همیشه جنبه جسمانی زندگی مورد توجه است و اهمیت زیادی به علم آموزی داده نمی شود و برعکس.

5. یک معتاد مثل یک معتاد الکلی وقتی بین یک نوشیدنی الکلی و غیرالکلی باید انتخاب داشته باشد، در یک زمان خاص، بدون در نظر گرفتن عوارض منفی که بر سلامتیش دارد مطمئناً نوشیدنی الکلی را انتخا ب می کند.

6. ویژگی های احساسی فرد مثل ترس، امیال عمیق انسان، طمع، خشم، عقده روحی، غرور، حسادت و امثال آن که انتخاب های فرد را تغییر می دهد، حتی برخلاف عقل سلیم وی.

7. دانش درمورد یک عمل خاص، مثلاً انتخاب یک راه از میان راه های مختلف برای رسیدن به یک مقصد خاص.

8. تمایلات فکر، جسم و عقل، مثلاً انتخاب فیلم، غذا، کتاب و امثال آن.

9. وضعیت فکری فرد و تجربیات او.

10. دستورات و خواسته های بالادستان.

11. بسیاری عوامل دیگر که به خاطر کمبود زمان و فضا قادر به عنوان کردن آنها نیستیم، مثلاً ساختار ذهن ناخودآگاه یا ناآگاه فرد.

عواملی که در بالا اشاره شد، در اکثر موارد انتخاب های ما را کنترل و محدود می کنند اما بااینحال می توانیم منطقاً نتیجه بگیریم که در اکثر موارد فرد می تواند انتخا بخود را عملی کند اما با محدودیت. فرد از ویژگی ها و خصوصیات خود تاحد زیادی آگاه است و با توجه به آن انتخاب می کند. وقتی فرد برخلاف ارزش های خود عمل کند، آنوقت ذهن ناخودآگاه یا ناآگاه او مسئول خواهد بود. نتیجه انتخاب فرد می تواند مفید یا مضر باشد.

انتخاب از میان "سرنوشت"، "شانس"، و "انتخاب"، شاخه های مختلف دارد، مثلاً اینکه آیا یک قاتل مسئول جنایت خود هست اگر آن جنایت سرنوشت او بوده است؟ آیا فرد مسئول رفتار و اعمال خود می باشد؟ این مهمترین سوالی است که پاسخ آن زندگیمان را شدیداً تحت تاثیر قرار می دهد. آیا می توان تصور کرد که مثلاً می توان فرد قاتل را آزاد کرد چون قاضی دادگاه به سرنوشت از پیش تعیین شده اعتقاد داشته است؟

فلاسفه از زمان قدیم این موضوع را مورد بحث قرار می داده اند. در فلسفه این موضوع تحت عنوان "جبر درمقابل اختیار" بحث می شود. هر فیلسوفی یه یکی از اینها اعتقاد داشت تازمانیکه لا پلاس ریاضیدان نقطه نظر علمی خود را مطرح کرد. او می گفت اگر قوانین علی عملکردهای ماشینی شناخته شده باشند، و با فرض یک موقعیت ابتدایی، آنوقت آینده هر اتفاقی را می توان به درستی پیش گویی کرد. او دنیا را یک ماشین بزرگ می دانست. قوانین حرکت نیوتن این اطمینان را داده بودند چون براساس قوانین جاذبه، وضعیت قرارگیری هر فرد را چه در آسمان و چه در زمین می توان به درستی پیش بینی کرد. این مسئله موضوع را برای متفکران فلسفه جبری محکم تر کرد. اما متفکرانی بودند که می گفتند تئوری لا پلاس برای دنیای ماشینی قابل اجرا است نه برای دنیای انسان ها. این موضوع برای آنها که معتقد به سرنوشت بودند، چه مذهبی و چه دنیایی، تا سال 1927 تحت عنوان "جبرگرایی" باقی ماند.

در سال 1927 "اصل عدم قطعیت" توسط هایزنبرگ عنوان شد. این اصل می گفت که نمی توان هم موقعیت و هم حرکت یک ذره کوچک مثل الکترون را به درستی تعیین کرد. اگر موقعیت آن به درستی تعیین شود، آنگاه حرکت آنرا نمی توان صحیح ارزیابی کرد و برعکس. این اصل عقیده لا پلاس را تخریب کرد و موضوع "اختیار" هم در دنیای ماشینی و هم انسانی قوت بیشتری پیدا کرد.

به طور کلی آنهایی که عمیقاً به مسئله سرنوشت اعتقاد دارند به شانس یا بخت اعتقاد ندارند و برعکس. انیشتین یکی از اولین کسانی بود که به تئوری انقلابی پلانک یعنی "مکانیک کوانتوم" عقیده داشت که به شانس بستگی داشت و نتیجه را برای یک اتفاق به صورت احتمالات بیان می کرد. او چندان از نتایج احتمالی خوشش نمی آمد اما باور داشت که طبیعت مجزا از آزمایشگر آن وجود دارد و حرکت ذرات به دقت تعیین شدنی هستند. این واقعیت که مکانیک کوانتوم فقط با نتایج آماری تطابق داشت و نمی توانست به طور کامل همه ذرات را توصیف کند، برای انیشتین نشانه این بود که مکانیک کوانتوم هنوز کامل نبود. بااینحال باور داشت که چیزهایی که شانس خوانده می شوند درواقع شانس نیستند بلکه دلایل آنها قابل درک نیست. انیشتین در 4 دسامبر 1926 به مکس بورن نوشت: "این تئوری (تئوری کوانتوم پلانک) بازده زیادی دارد اما به سختی ما را به رمز و راز آن قدیمی نزدیک می کند. در هر صورت من مجاب شده ام که او طاس پرت نمی کند". نیل بوهر که یکی دیگر از فیزیک دانان بزرگ جدید بود در پاسخ به این گفته بود، "نیازی نیست به خدا دستور بدهید که چه دوست دارید و چه دوست ندارید". اما نظر واقعی انیشتین درمورد این موضوع این است:

"من به خدای اشپینوتز اعتقاد دارم که خود را در هماهنگی و هارمونی همه آنچه که موجود است نشان می دهد، نه به خدایی که خود را درگیر سرنوشت و اعمال انسانها می کند."
بنابراین، می توان مثل انیشتین به شانس اعتقاد نداشت و به سرنوشت هم همینطور، و درعوض به قدرت انتخاب معتقد بود.


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در چهارشنبه 1388/07/15 ساعت 8:12 قبل از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


رازهایی از هدیه دادن گل

گل علاوه بر سمبل زیبایی، یکی از هدایایی است که نشان دهنده احساسات و عواطف انسان در شرایط مختلف است. هدیه دادن گل برای هدیه گیرنده احساس خوشایندی را به وجود می آورد که معمولا نشانه علاقه و صمیمیت هدیه دهنده محسوب می گردد و باعث زینت و شادابی محفل نیز می شود. بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه شادی بخش نمودآن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزانمان و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید و غم و اندوه و مشکلات را مورد هجوم قرار دهد، علاقه افزایش می یابد و محبت ها پایدارتر می شود.

گل لطیف است و احساس لطافت را در روح انسان ها دوچندان می کند و رایحه خوش آن تمام وجود فرد را دگرگون می سازد. اهدای گل نیاز به مناسبت ندارد و بد نیست بعضی وقت ها شاخه ای گل به همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزند و همکار و آن هایی که دوستشان داریم هدیه بدهیم. با اهدای گل عواطف و احساسات خود را بیان کنیم و دیگران را شگفت زده نماییم. دست کم با این کار طراوت، شادابی، خنده و صمیمیت جای سلام و احوالپرسی روزمره و تکراری مارا خواهد گرفت و در وجود طرف مقابل غوغایی شگفت انگیز به پا خواهد شد.

کاربرد گل در کشورهای مختلف

در اغلب کشورهای اروپایی مرسوم است کسانی که به میهمانی شام دعوت می شوند برای تشکر از خانم میزبان چند شاخه گل به او هدیه دهند. در ژاپن هر گل معنای مختلفی دارد و در موارد مختلف مردم آن کشور از گل استفاده های فراوان می کنند. آن ها به پرورش گل علاقه زیادی دارند و در گل آرایی از استادان توانمند و برجسته ای برخوردارند. ژاپنی ها هرسال جشن گل برگزار می کنند و اغلب عشاق آن کشور باتوجه به این که هر گل معنا و مفهوم خاصی دارد احساس خود را با آن بیان می کنند و بانوان آن سرزمین هم برای نشان دادن درخواست و نظرات خود از گل هایی که به همان معنا هستند بهره می برند. در این کشور گل داودی نشانه طول عمر است و در مراسم بازنشستگی افراد یکدسته گل داودی به آن ها هدیه می دهند و به این ترتیب برای او زندگی طولانی آرزو می کنند. اهدای شکوفه گیلاس یادآور آن است که زندگی زودگذر است و نباید آن را سخت گرفت و موجب آزار و اذیت دیگران شد.

البته یونانی ها اولین ملتی بودند که برای گل های مختلف معانی مشخصی تعریف کردند و در زندگی خصوصی و اجتماعی از آن استفاده نمودند. بعد از آن رومی ها از این روش استقبال کردند و سایر مردم جهان کم و بیش آن را پذیرفتند.

در کشور ما هم گل ها کاربدهای مختلفی دارند و هر گل به عنوان نوعی نماد و نشان مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. ایرانی ها معمولا از گل برای ابراز علاقه به جنس مخالف، جشن و میهمانی ها، تبریک به عروس و داماد، عیادت مریض، کسی که خانه جدید خریده است یا فرزندی به دنیا آورده استفاده می کنند.

گل لاله در کشور ما طرفداران زیادی دارد و در رنگ های مختلف پرورش می یابد. جشنواره گل لاله پایان بهار هرسال باحضور اغلب طرفداران داخلی و خارجی برگزار می شود و عرضه آن در سطح کشور گسترش می یابد که با استقبال بی نظیر ایرانیان مواجه می شود.

معنای گل ها

معنای گل ها در ادوار مختلف متفاوت بوده است. مثلا گل رز که مورد علاقه اغلب افراد بوده است در دوره رنسانس سمبل شهادت و عشق آسمانی و بعد از آن نشانه آرامش، نعمت و صلح بوده است. این گل در مصر باستان نشانه تقوی و پاکدامنی و در عهد یونانی ها نشانی مقدس بوده و رومی ها آن را به عنوان سمبل فتح و پیروزی می شناخته اند. اما گل رز امروزه همه جا معنای عشق و زیبایی دارد.

در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش موثری داشته باشد.

گل بنفشه به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی

گل شقایق: اختلاف

گل سرخ: عشق و زیبایی

رز سیاه : مرگ و تسلیت

رز سفید : عشق مبارک و فرخنده

رز کاملاً شکفته : تعهد و دوست داشتن

دسته گل رز : قدردانی

ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش، اتحاد

سوسن: ملاحت و زیبایی

سوسن سفید: دوشیزگی و پاکیدامنی

خشخاش: تنبلی و سستی

شکوفه پرتقال: علاقه به ازدواج

سنبل: اندوه و تاسف

شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی

زنبق سفید: عفت و پاکدامنی

کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی

کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر

کاملیای قرمز : عشق آتشین

نیلوفر آبی : حقیقت

آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت

داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی

آفتابگردان : ستایش ، غرور و پرستش

نرگس : غرور و خودبینی

نرگس زرد : احترام

اقاقیا : عشق پاک

کاکتوس: پایداری و استقامت

لاله : عاشق واقعی

مریم : لذت بردن

میخک : جواب مثبت به درخواست عشق

قاصدک : وفاداری ، خوشبختی و صداقت

نسترن : احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن

پامچال : بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم.

یاسمن : شادی و دلپذیری

رزماری : یادآوری خاطرات گذشته

البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:

یک شاخه گل: توجه

سه شاخه گل: احترام

پنج شاخه گل: علاقه و محبت

هفت شاخه گل: عشق

10 شاخه گل لاله نشانه یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.

علاقه و توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل به عنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.

بلژیک: گل آزالیا

انگلستان: رز

رومانی: رز

هلند: لاله

کانادا: برگ افرا

یونان: بنفشه

چین: نرگس

مصر: نیلوفرآبی

ایران: گل سرخ

مکزیک : کاکتوس

لیتوانی: رو

ژاپن: داودی

هندوستان: نیلوفر

اسپانیا: درخت انار

لهستان: گل گندم

پاراگوئه: شکوفه پرتقال


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در چهارشنبه 1388/07/15 ساعت 8:10 قبل از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


داستان کوتاه

یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت!

  سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.

  و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟!

  و باز دستهای حاضرین بالا رفت...

  این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید!

  بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟!

  و باز دست همه بالا رفت!!!

  سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید...

  و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم...


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در پنجشنبه 1388/07/09 ساعت 5:45 بعد از ظهر موضوع داستان کوتاه | لینک ثابت


داستان کوتاه

ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود.

شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج.

نیمه‌های شب صدای فریاد  و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد. صدای فریاد و ناله‌های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می‌رسید.

مبهوت فریادها و ناله‌ها بود که شبان دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت: این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شب‌ها ناله‌هایش را می‌شنویم. چون در بین ما نیست همین فریادها به ما می‌گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می‌شویم که نفس می‌کشد.

ناصر خسرو گفت: می‌خواهم به پیش آن مرد روم.

مرد گفت: بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد. ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود.

مرد به آن دو گفت از جان من چه می‌خواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم.

ناصر خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی همراه من شو. چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدم‌های جدید و زندگی‌های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود...

چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم.

چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود. سال‌ها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت.

اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می‌گوید: “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان می‌کنی. به میان آدمیان رو  و  در شادمانی آنها سهیم شو. لبخند آدمیان اندیشه‎های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ”

شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه‌ای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند.   


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در پنجشنبه 1388/07/09 ساعت 5:41 بعد از ظهر موضوع داستان کوتاه | لینک ثابت


آلودگی صوتی

آلودگی صوتی

انسان ها باتولید صوت با یکدیگر حرف می زنند!ارتباط برقرار می کنند!از احساساتشان می گویند از کارها !خواسته هاو...اما امروزه تنها منبع تولید صدا محدود به حنجره ی آدمی نیست!درواقع این منابع آنقدر زیادشده اند که صدای انسان درآنها گم است چه بسا که گاهی در این هیاهو انسان خودرانیز فراموش میکند!و این همان چیزی است که به تعبیری از آن با عنوان آلودگی صوتی یاد می شود! زیاد از آلودگی آب و هوا و خاک گفته ایم اما دو بحث آلودگی نوری و آلودگی صوتی بحث های فراموش شده ی آلودگی ها هستند بحثی برسر اقدامات انجام شده در زمینه ی آنها نیست!!چرا که محیط زیست به طرز غیرقابل باوری مظلوم واقع شده است! منظور اطلاع رسانی های است که باید انجام شود! بی توجهی به این آلودگی باعث اثرات مزمن بر سلامت انسان ها و هزینه های سنگینی برای بهداشت و سلامت جامه خواهد داشت
به هرگونه صدایی از هرمنبعی که باعث ایجاد آزردگی در انسان شود آلودگی صوتی گفته می شود!واحد اندازه گیری صوت دسی بل است و مشخص کردن سطح آستانه این آلودگی با یک رقم به تنهایی میسر نیست چرا که فرد بسته به مدت وزمان درمعرض آلودگی قرار گرفتن فاصله از منبع صوت-مداومت وحساسیت ها و توانایی های متفاوت افراد در تحمل آلودگی واکنش ها و.... تاثیرهای متفاوتی میپذیرد
اما به طور میانگین قرار گرفتن در معرض صدایی با شدت ۸۵دسی‌بل به گوش انسان صدمه جدی وارد می‌کند و قرارگیری بیش از ۲ دقیقه در معرض صدایی با شدت ۱۰۹ دسی‌بل ممکن است به کری موقت انسان منجر شود
قرارگیری در معرض دائمی صدا باعث کاهش قدرت شنوایی و کری خواهد شد در واقع علت بیشتر کری ها افزایش سن و پیری نیست بلکه مداوت قرارگیری در معرض سروصدا میباشد


ار اثرات آلودگی صوتی می توان به موارد زیر اشاره کرد:


چنانچه فردی بطور مداوم طی ۸ ساعت در معرض سر و صدای بالای ۷۰ دسی بل قرار گیرد، فشار خون وی تا ۵-۱۰ میل مترجیوه افزایش می یابد
بررسی‌ها نشان می‌دهد کارگرانی که صدای ۱۲۵ دسی بل را تحمل می‌نمایند شبها وقتی به خانه برمی‌گردند انگشتان آنها سبز رنگ بعد سفید می‌گردد که علائم بیماری وازواسپاستیک می‌باشد که در نتیجه انقباض رگها و نارسایی در جریان خون عارض می‌گردد. که این ناراحتی به نام بیماری رینال یا انگشتان مرده معروف است.
سروصدای زیاد باعث تولد نوزادان زودرس،کم وزن و دارای نقص عضو میگردد چرا که تولید برخی هورمون های موثر در رشد جنین را در مادر دچار اختلال می سازد
استرس، اضطراب، سردرد، خستگی، زخم معده، سرگیجه،انقباضات عضلانی، اختلال در سیستم گوارش، افزایش کلسترول و تعداد گلبولهای سفید خون، افزایش سرعت تنفس، دل درد، تغییر در عملکرد طبیعی غدد درونریز، سوزش سردل (ترش کردن) تحریک رفتارهای ضد اجتماعی، خشونت طلبی، افزایش نرخ حوادث کار، مختل شدن رشد شناختی در کودکان، کاهش فراخنای حافظه ، تحریک پذیری، پرخاشگری، کاهش تمرکز، کاهش بازده کاری، تسریع روند پیری، کاهش درجه حرارت بدن ،تحریک‌پذیری و زود‌رنجی، ضعف سیستم ایمنی بدن، سوء هاضمه و مشکلات گوارشی، آسیب‌پذیری در مقابل بیماری‌های ویروسی و عفونی، اختلال در مکالمه، بیخوابی، تشدید یا ایجاد بیماری‌های روانی، کاهش بازده فکری و جسمی، رنگ پریدگی،ام.اس و افسردگی،کاهش کیفیت و کمیت خواب از اثرات آلودگی صوتی بر انسان هستند
جالب تر از آن ثابت شده است که در مکان های شلوغ و پرسروصدا افراد کمتر به دیگران توجه میکنند در واقع آلودگی صوتی باعث کاهش حس انسان دوستی میشود
اینها از عوارض آلودگی بر سلامت انسان ها به عنوان مهمترین عضو توسعه ی پایدار است
اما این آلودگی بر دیگر زیستمندان زمین هم اثرگذار است آزمایشات نشان داده است:
موشهای آزمایشگاهی که در معرض صدای شدید قرار می‌گیرند به بیماریهای ویروسی حساستر می‌گردند. آزمایشات نشان می‌دهند که صدای به شدت ۱۶۰-۱۵۰ دسی‌بل برای بعضی حیوانات کشنده و مرگبار است. این حیوانات قبل از مرگ به تشنجات موضعی ، فلج و رعشه دچار می‌گردند.
صدای فوقالعاده شدید در فعالیتها و عملکرد کبد حیوانات تغیر ایجاد می‌کند.
صدای بلند بیش از ۱۱۵ دسی‌بل باشد فساد دندانهای موشها را سبب می‌گردد. کلسترول و چربی خون نیز افزایش می‌یابد. مقدار اسیاسکوربیک کاهش و مقدار گلبولهای سفید تا %۵۰ تقلیل می‌یابد
حتی پرنده گانی که در شهرهای پرسروصداتر زندگی میکنند با صدای بلندتری آواز می خوانند تا شاید جلب توجهی کرده باشند غافل از اینکه صدای آواز آنها در هیاهوی اصوات دیگر گم شده است.
 

منابع تولید صوت در شهرها به دودسته داخلی و خارجی قابل تفکیکند :


منابع خارجی که مهمتربن آنها عبارتند از:کارخانجات،کار‌های ساختمانی،صدا‌های ناشی از سیستم تهویه منازل صدای ناشی از حمل و نقل صدای موتور هواپیما ، بوغ اتومبیل، ضبط یا رادیوی وسایل نقلیه، ترمز ناگهانی، تصادفات، صدای اگزوزها، اورژانس، آژیرهای خطر، دزدگیر، ساخت و ساز، ماشین آلات صنعتی، خودروهای باری،موتورها، گارگاه های پراکنده در سطح شهر وقرار گرفته در مکان های نامناسب و منابع داخلی که در منازل تولید می شوند"
صدای تلویزیون جاروبرقی ماشین لباس شویی و دیگر وسایل برقی که همراه با صدا کار میکنند
به هرحال رفع آلودگی صوتی یکی از معیارهای شهرهای مدرن و توسعه یافته محسوب شده و بخشی از حقوق شهروندی هر انسانی محسوب می شود به طوری که سازمان بهداشت جهانی (WHO) آلودگی صوتی را تهدیدی جدی برای سلامت انسان دانسته است که به دلیل تنوع منابع (ترافیک ، صنعت ، محل کار و همجواری) یکی از گسترده ترین خطرات برای سلامت انسان به شمار می رود.
با توجه به محدودیت منابع مالی تصمیم گیری در زمینه کاهش آلودگی صوتی و پیوند آن با مشکلات حقوقی، فرهنگی، فنی، اجتماعی و حتی سیاسی که مانع عزم همگانی و برنامه‌ریزی جامع و منسجم برای آن می‌شود نیاز به اندیشه بیشتر دارد و بیش از آن نیازمند فرهنگ سازی عمومی و اطلاع رسانی های مفید در این زمینه هستیم

 اما می توان به مواردی اشاره کرد که از جمله عوامل کاهنده آن در سطح شهر ها عبارتند از:


▪ سعی شود از ایجاد واحدهای مسکونی در مجاورت فرودگاهها جلوگیری شود.
▪ ایجاد دیواره‌های صوتی در بزرگراه‌ها و معابر
▪ ضد صدا کردن ساختمانها و واحدهای مسکونی.
▪ مضاعف یا دو لایه کردن شیشه پنجره‌ها در جهت جلوگیری از نفوذ صدای بیرون به داخل ساختمان.
▪ محدود و ممنوع کردن عبور کامیونها و وسائط نقلیه پر صدا. محدودیت سرعت،
▪ ممنوعیت بوق زدن و اصلاح فرهنگ ترافیکی
ایجاد نوارهای عریضی از درختان و پوششهای گیاهی که به میزان ۱۰ دسی‌بل از شدت صوت می‌کاهد. یکی از بهترین و ارزان ترین روش ها برای کاهش آلودگی صوتی است که علاوه بر کاهش آلودگی صوتی در تلطیف هوا و زیبایی شهر نیز سهم به سزایی دارد
به هر حال الودگی صوتی همانند فریاد خاموشی است که پنهانی در جامعه و محیط زیست ما در حال ریشه دواندن است و اگر اکنون که هنوز درابعاد محدود با آن مواجه هستیم جلوی آن گرفته نشود به معضل بزرگی تبدیل خواهد شد.اما متاسفانه بحث آلودگی صوتی در هیاهوی آلودگی های هوا، آب و خاک گم شده است هرچند که در این زمینه ها هم اقدامات مفیدی تا کنون انجام نشده است.
 


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در چهارشنبه 1388/07/08 ساعت 5:40 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


10 زن اول قدرتمند جهان

10 زن اول قدرتمند جهان


"آنجلا مرکل" در حالی برای چهارمین سال متوالی در صدر فهرست "قدرتمندترین زنان جهان" قرار گرفت که هیچ اثری از زنان ایرانی در بین یکصد زن قدرتمند دنیا دیده نمی شود.

به گزارش عصر ایران مجله معتبر فوربس مطابق روال سالیان اخیر در گزارشی اسامی یکصد زن قدرتمند جهان در سال 2009 را منتشر کرد و صدراعظم آلمان را در صدر این فهرست قرار داد. براساس این گزارش، نفوذ روزافزون زنان در عرصه های تجارت، سیاست و سازمان های غیرانتفاعی قدرت زیادی به آنها بخشیده است. در اعلام فهرست جدید زنان قدرتمند جهان از سوی فوربس، معیارهایی چون "محبوبیت" یا "معروفیت" زنان، ملاک قرار نگرفته بلکه این زنان بر اساس میزان نفوذ خود در عرصه های مختلف سیاسی، تجاری و سازمان های غیرانتفاعی معرفی شده اند.

در این فهرست زنانی انتخاب شده اند که اداره کننده کشورها، شرکت های بزرگ یا سازمان های غیرانتفاعی ذی نفوذ هستند. رتبه بندی این زنان همچنین بر اساس عواملی چون میزان توجه رسانه های عمومی به آنها و نیز اندازه سازمان یا کشوری که تحت رهبری این زنان قرار دارد انجام شده است.
رتبه اول این فهرست برای چهارمین سال متوالی در اختیار آنجلا مرکل قرار گرفته است. مرکل رهبر چهارمین اقتصاد بزرگ جهان است و در حال حاضر با چالش های اقتصادی بزرگی روبروست. "شیلا بیر" مدیرکل شرکت بیمه ذخیره فدرال آمریکا نیز کماکان در رتبه دوم قرار دارد. او امسال بیش از 77 بانک را زیر سلطه خود درآورده است. "ایندرا نویی" مدیرعامل شرکت پپسی کولا در مقام سوم این فهرست قرار دارد و "سینتیا کارول" مدیرکل شرکت معدنی آنگلوآمریکن در رتبه چهارم دیده می شود.

"هو شنگ" رئیس شرکت بزرگ اقتصادی تاماسک سنگاپور که اکنون به دنبال جانشین می گردد در رتبه پنجم فهرست فوربس قرار گرفته و "آیرن روزنفلد" مدیرکل شرکت مواد غذایی کرفت فود نیز در جایگاه ششم قرار دارد. اما "الن کولمن" مدیرعامل شرکت آمریکایی دوپونت، "آنجلا برالی" مدیرعامل شرکت بیمه ول پوینت، "آن لوورژن" مدیر شرکت اتمی فرانسوی آورا و "لین السنانس" مدیر شرکت سونوکو در جایگاه های هفتم تا دهم این فهرست قرار گرفته اند.

در فهرست امسال فوربس نام تعدادی از چهره های تازه وارد دیده می شود به نحوی که "سونیا سوتومایر" قاضی ارشد دیوان عالی آمریکا برای اولین بار در رتبه 54 ظاهر شده است. "میشله اوباما" بانوی اول آمریکا و همسر باراک اوباما نیز برای اولین بار به این فهرست راه یافته و در رتبه چهلم قرار گرفته است. اما دیگر چهره سرشناس این فهرست "ملکه رانیا" بانوی اول اردن (رتبه 76) است که از جمله پرنفوذترین زنان خاورمیانه به شمار می رود و حدود 600 هزار هوادار در توئیتر دارد.

از دیگر چهره های سرشناس این فهرست می توان به کریستینا فرناندز رئیس جمهور آرژانتین (11)، سونیا گاندی رئیس حزب کنگره ملی هند (13)، کریستین لاگارد وزیر اقتصاد فرانسه (17)، میشله باچلت رئیس جمهور شیلی (22)، نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا (35)، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا (36)، اپرا وینفری مجری مشهور تلویزیونی آمریکا (41)، ملکه الیزابت بریتانیا (42)، یولیا تیموشنکو نخست وزیر اکراین (47) و شیخ لبنا القاسمی وزیر تجارت امارات (95) اشاره کرد. در حالی نامی از زنان ایرانی در بین یکصد زن قدرتمند جهان دیده نمی شود که سال گذشته کریستین امانپور خبرنگار ایرانی الاصل شبکه آمریکایی CNN در رتبه هفتادوچهارم مجله فوربس قرار داشت.


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در پنجشنبه 1388/07/02 ساعت 5:37 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


7 سوال بی جواب فیزیک جدید

هفت سوال فیزیک جدید 

علیرغم پیشرفت‌های بسیار چشمگیری که در فهم جهان فیزیکی نصیب علم جدید شده است ، شمار رازهای ناشناخته‌ای که دانشمندان برای کشف آنها در تلاشند از حد و اندازه افزون است . در این مقاله به بررسی هفت راز بزرگ از میان مجموعه پرشمار اسرار کشف ناشده می‌پردازیم .
 

سوال اول :


چه عاملی کیهان را به تکاپو وا می‌دارد؟


علم جدید تا برای این پرسش ، پاسخ خرسند کننده‌ای بدست نیاورد نمی‌تواند به کشف راز بسیاری دیگر از پدیده‌های جالب توجه اهتمام ورزد. برای درک اموری نظیر منشأ کیهان ، سرنوشت نهایی سیاهچاله‌ها ، امکان سفر در زمان ، می‌باید نخست برای این پرسش که کیهان چگونه عمل می‌کند ، پاسخ درخوری یافت شود. فیزیک قرن بیستم بر مبنای دو نظریه بنیادین یعنی نظریه نسبیت انیشتین و نظریه مکانیک کوانتومی بنیاد شد. در قرن بیست و یکم دانشمندان با بهره‌گیری از این دو نظریه توفیق یافته‌اندکه شناخت خوبی از بسیاری از ذرات بنیادی به دست آورند اما این دو نظریه ظاهراً در بن و اساس با یکدیگر ناسازگارند و تصویرهای متعارضی از واقعیت نهایی ارائه می‌دهند. حال آنکه علی الفرض واقعیت می‌باید واحد باشد . تلاش برای وحدت بخشیدن به این دو نظریه ظاهراً متعارض، بسیاری از برجسته‌ترین دانشمندان را به خود مشغول داشته است. مشکل اساسی در این است که نیروی جاذبه که نظریه نسبیت درباره آن سخن می‌گوید ، کل ساختار زمان ‌ـ‌‌‌‌‌‌‌ مکان و بنابراین تمامی کیهان را در بر گرفته ، در حالی که نظریه مکانیک کوانتومی درباره سه نیروی بنیادی دیگری سخن می‌گوید که درون این ساختار جای دارد. به این ترتیب کاربرد نظریه کوانتومی درمورد نیروی جاذبه نظیر استفاده از جزء برای فهم کل‌، با مشکلاتی جدی همراه است.
 

سوال دوم :


کیهان از چه چیز ساخته شده است؟


رصدهایی که به وسیله اخترشناسان صورت می‌گیرد این نکته را مشخص ساخته که به ازای هر یک گرم از ماده‌ای که سیارات و ستارگان و کهکشان‌ها را بوجود آورده، چند گرم از ماده‌ای وجود دارد که ماهیت آن ناشناخته است وجود این ماده بر اساس نوع رفتاری که اجرام کیهانی از خود آشکار می‌سازند حدس زده می‌شود .
براساس قوانین فیزیک اگر آتشگردانی را با سرعت به چرخش درآوریم با سرعت در هوا به پرواز درخواهد‌آمد. در مورد ستارگانی که در حاشیه کهکشانها به دور مرکز در گردشند نیز دقیقاً همین وضع برقرار است . نخ یا رشته‌‌‌‌ای که این ستارگان را پایبند نگه می‌دارد همان نیروی جاذبه است.
اما محاسبات نشان می‌دهد که نیروی جاذبه حاصل از ماده فیزیکی قابل رؤیت موجود در کهکشانها برای نگهداری ستارگانی که با جرم عظیم و سرعت زیاد در حاشیه آنها در حال گردشند کافی نیست.
برای نگهداری این ستارگان به صورت دیوان پای‌ در زنجیر، به طناب یا رشته مستحکم‌تری نیاز است و از همین‌جا دانشمندان نتیجه گرفته‌اند که در درون هر کهکشان می‌باید ذخایر عظیمی از نوعی ماده نادیدنی وجود داشته باشد که نیروی جاذبه لازم برای جلوگیری از گریز ستارگان را فراهم می‌آورد. استدلال مشابهی دلالت می‌کند بر اینکه از این نوع ماده نادیدنی می‌باید در فضای ما بین کهکشانها نیز موجود باشد و حرکات کهکشانها را نسبت به یکدیگر تنظیم کند.
 

سوال سوم :


آیا فرضیه نیروی ضد جاذبه که انیشتین پیشنهاد کرد نادرست بود‌ ؟


انیشتین زمانی برای برقراری نوعی تعدیل در فرضیه‌ای که درباره وضع و حال کیهان پیشنهاد کرده بود، به وجود نوعی نیروی ضد جاذبه قائل شد اما اندکی بعد این فرضیه را پس گرفت و از آن با عنوان «بزرگترین خبط علمی خود» یاد کرد.
اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که احیاناً وجود چنین نیرویی چندان دور از واقعیت نیست.
عبارتی که انیشتین در معادلات مربوط به فرضیه نسبیت عام خود وارد ساخت، از خاصیت نیروی دافعه برخوردار است و موجب می‌شود کیهان دچار انبساط شود . انیشتین که معتقد بود کیهان درحال ثبات قرار دارد ناگزیر شد این عبارت را اضافه کند تا اثر نیروهای انقباضی در معادلات خود ( ناشی از وجود جرم‌های عظیم در کیهان ) را خنثی سازد.
 

سوال چهارم :


چرا ما در عالمی سه بعدی زیست می‌کنیم؟


فیزیکدانان براین باورند که ظهور عالمی که ما در آن جای داریم به دنبال وقوع مه بانگ (انفجار) اولیه امری کاملا تصادفی بوده واحیاناً کیهان هایی دیگری نیز وجود دارند که شماره ابعاد آنها متفاوت است.
صد سال قبل نویسنده ای به نام ادوین ابوت کتابی منتشر کردبا عنوان « سرزمین مسطح » که در آن عالمی دو بعدی مورد بحث قرار گرفته بود.
قوانین علمی یک جهان دو بعدی احیاناً با قوانین جهان سه بعدی ما تفاوت بسیار دارند به عنوان مثال امواج در یک جهان دوبعدی به سهولت جهان سه بعدی سیر نمی کنند و بنابراین انواع واقسام دشواریها در خصوص برقراری ارتباط وانتقال پیامها پدید می آید واز آنجا که ظهور حیات خودآگاه متکی به انتقال نخواهد شد . از سوی دیگر زندگی در عوالمی که بیش از سه بعد دارند نیز با دشواریهای خاص خود روبروست .
 

سوال پنجم :


آیا سفر در زمان امکان‌پذیر است؟


براساس نظریه نسبیت انیشتین امکان سفر در زمان خواه به آینده وخواه به گذشته وجود در عین حال به بروز بسیاری از پاردوکس ها منجر می شود از این رو برخی از فیزیکدانان مدعی اند که برخی از موانع عملی مانع از انجام چنین سفری می شود (برای تفصیل مطلب به مجموعه مقالات ساینتیفیک امریکن در مورد مفهوم زمان رجوع شود.)
 

سوال ششم :


آیا ما در یک صافی کیهانی زندگی می‌کنیم ؟


هر چند مفهوم سیاهچاله ها امروزه برای همگان آشناست اما این اجرام عظیم کیهانی هنوز حیله وشگفتیهای زیادی در آستین دارند ، سیاهچاله ها ستاره های بزرگی هستند که انرژی هسته ای خود را به پایان رسانده اند وهمه را در اثر تشعشع از دست داده‌اند در این حال هسته عظیم وچگال ستاره تحت تأثیر نیروی جاذبه غول آسای آن در کسری از ثانیه به درون خود ریزش می کند اگر شکل هندسی هسته دقیقاً کروی باشد ، به واسطه اثر تقارن همه ماده موجود در مرکز کره مجتمع می شود و به این ترتیب شدت میدان جاذبه تا حد بسیار بسیار زیادی افزایش می یابد.
از آنجا که جاذبه تأثیر خود را به صورت تغییر شکل زمان �" مکان آشکار می سازد (نظیر یک گوی سنگین که بر روی بالش قرار داده شود شکل آن را تغییر می‌دهد) وجود یک میدان جاذبه عظیم ومتمرکز در یک نقطه هندسه زمان �" مکان اطراف این نقطه را دستخوش تغییرات اساسی می سازد وحفره ای به وجود می آورد که همه چیز را به سمت خود می‌کشد.
 

سوال هفتم :


پدیدار آگاهی از کجا وچگونه پدید آمده است ؟


پرسش بی پاسخ دیگری که ذهن فیزیکدانان را به خود مشغول داشته این است که چرا برخی از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در مغز وسلسله اعصاب جریان دارد با خود احساس وآگاهی به همراه می آورد در حالی که برخی دیگر از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در شبکه های سراسری برق سیر می کنند ظاهراً چنین آثاری با خود به همراه نمی آورند.
مساله را به صورت معکوس نیز می توان مطرح کرد چگونه است که آگاهی واحساسات که احیاناً مادی نیستند می توانند الکترونها ویونها را در مدارهای مغز به حرکت در آورند و موجب بروز پدیدارهای فیزیکی شوند سوال دیگری که می توان مطرح کرد این است که آیا اساساً این قبیل پرسشها معنا دار هستند؟ واگر چنین است آیا پاسخگویی به آنها وظیفه فیزیکدانان است؟
برخی از فیزیکدانان معتقدند که اگر فیزیک یک رشته فراگیر است واگر علم نهایتاً قابل تحویل به امور فیزیکی است در آن صورت فیزیکدانان باید به اینگونه پرسشها نیز بپردازند گاهی اوقات گفته می شود که حیات در لابلای قوانین فیزیکی مندرج است.
البته هر چند این نکته درست است که اگر قوانین فیزیکی اندکی متفاوت می بودند حیات شکل نمی‌گرفت و اما اگر اصلی تحت عنوان « اصل حیات» وجود داشته باشد نمی توان رد آن را در قوانین فیزیکی به دست آورد . برای دستیابی به این اصل باید به سراغ نظریه های ریاضی نظیر نظریه مربوط به سیستمهای بسیار پیچیده یا نظریه های اطلاعات رفت هر چه باشد هر سلول زنده به یک معنا عبارت است از سیستمهای بسیار پیچیده ای که فعالیت اصلیش پردازش اطلاعات و باز تولید است.


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در یکشنبه 1388/06/29 ساعت 5:34 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


همه چیز درباره تلویزیون های پلاسما و ال سی دی (lcd And Plasma)

همه چیز درباره تلویزیون های پلاسما و ال سی دی (lcd And Plasma)

احتمالا اگر شما در یک فروشگاه هستید و قصد خریدن تلویزیونی از نسل جدید را با صفحه کاملا تخت وبا ضخامت یا قطر کم در حد 10 سانتی متر را دارید ممکن است این سوال بزرگ برای شما بوجود آید که مشتاق دانستن پاسخ آن باشید...



Imageجهت دانستن پاسخ این سوال دانستن چند نکته مهم در ارتباط با ساختار این نوع تلویزیونها و تلویزیون لامپی ( سی آر تی CRT) که تا به حال استفاده می شده است مفید به نظر می رسد .



در ارتباط با تلویزیون های لامپی ، همانطور که از نام آن مشخص است تشکیل تصویر از طریق لامپ اشعه کاتدیک بوده که پس از دریافت امواج مغناطیسی اطلاعات صدا و تصویر از آنتن و جدا سازی صدا و تصویر و تبدیل اطلاعات تصویر به امواج الکتریکی توسط مدارات الکترونیکی ، امواج تقویت شده که بطور کامل آنالوگ میباشند توسط تفنگ الکترونی لامپ تصویر، به سمت صفحه ای با پوشش فسفر پرتاب شده و تصویر تشکیل میشود که در این متد انحراف الکترونها در کل سطح لامپ بوسیله میدان مغناطیسی صورت میپذید .

در تلویزیون های پلاسما و ال سی دی بصورت مشابه پس از دریافت امواج مغناطیسی اطلاعات صدا و تصویر و جداسازی آن دو اطلاعات تصویر به دیتا های دیجیتالی دقیق تبدیل شده و بصورت آدرس دهی ماتریسی با سرعت بسیار بالا تک تک نقاط موجود روی صفحه نمایش را تحریک نموده و تشکیل تصویر صورت می پذیرد که تفاوت این دو تکنولوژی در ساختار صفحه نمایش ( پنل ) پلاسما یا ال سی دی می باشد .

در پنل پلاسما هر نقطه ( پیکسلpixel ) روی صفحه بصورت حباب شیشه ای با پوشش فسفر بسیار ریزکه با گاز های زئون ، کریپتون و . . . پر شده است بوده که از سه سلول به رنگ های اصلی تشکیل شده است که با عبور جریان الکتریکی مناسب با تصویر از هرکدام از این سلول ها، نور متساعد شده از هر رنگ و تداخل آنها با هم رنگ های ترکیبی و اصلی تصویر را تشکیل می دهد .

حال آنکه در پنل ال سی دی هر پیکسل از سه سلول با رنگ های اصلی ولی از جنس کریستال مایع تشکیل شده که پس از عبور جریان هر سلول کریستال متناسب بات جریان پلاریزه شده و تشکیل رنگ های تصویر را انجام می دهند ولی بدلیل اینکه این سلول ها نوری از خود ساتع نمی کنند با قرار دادن یک صفحه نورانی ( بک لایتback light ) پشت پنل و پلاریزه شدن کریستال مایع متناسب با تصویر هر پیکسل روشن شده و تصویر تشکیل می گردد .



آیا بین کیفیت تصویر در پلاسما ، ال سی دی و تلویزیون سی آر تی تفاوتی موجود میباشد ؟

از اینکه تلویزیون های پلاسما و ال سی دی تصویر باکیفیت عالی را بوجود می آورند شکی نیست اگرچه متخصصان دستگاهای بازی و سرگرمی هنوز معتقدند که تلویزیون های نسل قدیم ( سی آر تی ) تحرک تصویر را به بهترین نحو اجرا می نمایند . ولی پلاسما و ال سی دی نیز هر روز به سمت بهبود کیفیت تشکیل تصویر به مسیر خود ادامه می دهند .

بمنظور داشتن یک سینمای خانگی ، کیفیت رنگ و و تضاد رنگها در پلاسما خیلی بهتر از ال سی دی می باشد ، دلیل این است که نقاط با رنگ مشکی بدلیل خاموش بودن هر پیکسل بطور کامل سیاه دیده شده و رنگها برجسته تر و شفاف تر دیده میشوند که این پدیده را تصویر با کنتراست بالا جهت برتر شدن جزئیات تصویر می نامند حتی برخی طراحان وسازنده ها با تکنولوژی بلک استرچر نقاط مشکی را با شدت بیشتری نمایش داده که باعث بهبود چشمگیر کیفیت و پویایی تصویر می گردد .

اما در ال سی دی بدلیل وجود صفحه نورانی پشت پنل عبور پرتو های نورانی از لایه ال سی دی بوجود آوردن تصویر با کنتراست بالا مشکل بوده زیرا در هر صورت مقدار ینور از بین پیکسلها نشت کرده و سیاهی کامل را از بین میبرد . همچنین نشتی نورخلوص رنگه را نیز تحت تاثیر قرار میدهد اگرچه که در ال سی دی های تولید شده هر روز این نقیصه جبران شده و رو به بهبود است .

جدا از مسئله کنتراست تصویر زاویه دید پلاسما نیز بهتر از ال سی دی می باشد به این معنا که هر چه شما از زوایای مختلف و از دور به صفحه نمایش نگاه کنید تصویر واضح و نمایان می باشد .لازم بذکر است که این نقیصه نیز هر روز در تولید السی دی ها بهبود یافته و نه تنهابرخی از آنها مشابه پلاسما بوده بلکه بهتر نیز می باشد .




متخصصان بر این عقیده هستند که تصور در السی دی ها کمی مات بنظر میرسد مخصوصا در نمایش تصویر هایی با سرعت بالا مثل تصاویر ورزشی اما این نقص مربوط به مدل های قدیمی پنل ال سی دی بوده و در نسل جدید ال سی دی ای نقص بطور قابل ملاحظه ای جبران شده است بصورتی که این اختلاف خیلی ناچیز است .

این نکته جهت دانستن قابل توجه است که در هنگام خرید به این نکته توجه نموده که که مشخصه ریفرش ریت (refresh rate ) یا ریسپانس تایم ( response time) را بررسی نمود که بر اساس میلی ثانیه سنجیده می شود و هرجه عدد آن کوچک تر باشد تصویر های باسرعت بالا واضح تر طبیعی تر مشاهده می گردد.

قیمت : شاید بزرگترین مزیت پلاسما نسبت به ال سی دی قیمت مناسب تر آن باشد مخصوصا در تلویزیون های با سایز بزرگ که معمولا سایز های بزرگ پلاسما ارزانتر از ال سی دی با همان سایز می باشد .مسئله دیگر این است که تلویزون پلاسما از سایز 42 اینچ تا 63 اینچ را در بر میگیرد که این سایزها ارزانتر از ال سی دی است اما چنانچه بنابه محدودیت فضای نگهداری یا بنا بر سلیقه تلویزیون با سایز زیر 42 اینچ مورد نیاز باشد ، در اینصورت ال سی دی این نیاز را براورده می نماید .

شرایط محیطی : چنانچه محیط استراحت و تماشای تلویزیون شما محیطی پر نور می باشد ال سی دی تصویر بهتری به شما خواهد داد زیرا بازتاب نور در ال سی دی کمتر از پلاسما می باشد .

در این جا باید متذکر شد که رزولوشن ال سی دی از پلاسما بیشتر می باتشد بدین معنی که تهداد نقاط یا پیکسل های تشکیل دهنده تصویر در سطح صفحه نمایش در ال سی دی بیشتر از پلاسما بوده که باعث شارپ بودن تصاویرو مشههده بهتر جزئیات تصاویر می گردد .

هرچه عدد رزولوشن که معملا ضریب نقاط عمودی در نقاط افقی است بیشتر باشد تصویر از کیفیت بالا تری برخوردار است که بصورت 1288x768 و ..... نمایش داده میشود .

شاید در جایی این جمله را شما شنیده باشید که صفحه نمایش با 8/1 مگاپیکسل را دارا میباشد این دقیقا حاصل ضرب دو عدد نمایش رزولوشن می باشد .

مصرف انرژی : مصرف انرژی در ال سی دی کمتر از |لاسما می باشد به اینصورت که محاسبات نشان می دهند مصرف انرژی در ال سی دی 30 درصد کمتر از پلاسما می باشد .

وزن : ال سی دی همچنین سبکتر از پلاسما در سایز مشابه می باشد که حمل و نقل آن را آسانتر نموده و جهت نصب روی دیوار نیز مناسبتر است .

طول عمر مفید : طول عمر مفید ال سی دی بیشتر از پلاسما بوده بدین صورت که در پلاسما پس از گذشت 30000 ساعت کارکرد ، 50 درصد روشنایی کاهش یافته که آخرین مدل های پلاسما عمر مفیدشان بین 30000 تا 60000 ساعت بوده در حالی که در ال سی دی عمر مفید 60000 ساعت تضمین می گردد .

پس ماند تصویر بصورت شبح : ممکن است تاکنون شنیده باشید که تصویر ثابت شبح مانندی در صفحه نمایش دائما دیده میشود ای پدیده را " برن این"( burn in ) یا سوختن فسفر پیکسلها بواسطه وجود یک تصویر ثابت بمدت طولانی روی صفحه نمایش مینامند که در پلاسماهای جدید برای رفع این نقص تصویرهای محافظ صفحه ( اسکرین سیور screen saver) را طراحی نموده اند ولی در ال سی دی این پدیده دیده نمی شود .

حال اگر شما همچنان جهت خرید تلویزیون های بزرگ با قطر کم در فروشگاه بسر میبرید و قصد خرید تلویزیون سایز بالاتر از 42 اینچ را دارید حتما پلاسما پیشنهاد میگردد بدلیل آنکه بسیار ارزانتر است .

درحالیکه ال سی دی اگرچه رزولوشن بالایی را به شما عرضه میدارد اما از نظر قیمت گرانتر است پس با بررسی مسائل فوق و بودجه تخصیص داده شده تصمیم خواهید گرفت . چنانچه مسائل مالی و قیمت اهمیت ندارد و فقط کیفیت تصویر و رنگ مهم است بطور قاطع سایز بزرگ نیز ال سی دی پیشنهاد خواهد شد .

در ارتباط با سایز های زیر 42 اینچ ، در کل پلاسما منتفی می باشد .


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در یکشنبه 1388/06/22 ساعت 6:59 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


بلو-ری چیست؟

بلو-ری چیست؟

دیسک بلو- ری برنده و پیشتاز دیسک های با کیفیت میباشد.

لوح فشرده بلو- ری *Blu-Ray,BD* ، نوعی دیسک نوری است که کاربرد اصلی آن ذخیره ویدئو باکیفیت و وضوح بسیار بالا و همچنین اطلاعات بوده و از نظر ابعاد ظاهری مشابه CD و DVD است.
نام بلو- ری از تکنولوژی لیزر آبی *از نوع بنفش* مشتق شده است که برای خواندن و نوشتن این نوع دیسک ها استفاده می شود. به دلیل طول موج کوتاه -
۴۰۵ نانومتر-، ظرفیت ذخیره اطلاعات بلو- ری بیشتر ازDVD  *لیزر با نور قرمز و طول موج ۶۵۰ نانومتر* است. یک دیسک بلو- ری دو لایه، می تواند ۵۰
گیگابایت را ذخیره کند که شش بار بیشتر از ظرفیت یک دی وی دو لایه است.

Container Format چیست؟

به طور خلاصه ظرفی برای نگه داری انواع زیادی از فایل هاست که میتواند فیلم ، تصویر ، زیر نویس و تگ ها و ... را شامل شود و انواع مختلفی دارد مانند MKV ، AVI  و ... که هر کدام میتوانند انواع خاصی از فایل های ویدئی ، تصویری و ... را در خود نگهداری و ذخیره کنند.

 

MKV چیست؟

همانطور که می دانید MKV. یک فرمت Container Format برای فایل های ویدئویی است و امکان نگهداری تعداد نامحدود track های ویدئو، صدا و زیرنویس در قالب یک فایل Matroska با حفظ نهایت کیفیت ممکن را داراست.


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در یکشنبه 1388/06/15 ساعت 5:46 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


چیپس

چیپس در آمریکا متولد شد . اما پدری داشت به نام سیب زمینی سرخ شده که اولین بار دراواخر قرن ۱۸ به وسیله شخصی به نام توماس جفرسون در آمریکا معرفی شد؛

در اوایل قرن ۱۹ ، سیب زمینی سرخ شده به تدریج محبوبیت پیدا کرد تا جایی که وارد فهرست غذایی رستوران ها شد.

یکی از شبهای زمستان سال ۱۸۵۳ در رستوران دریاچه ماه در ساراتوگای ایالت نیویورک شخصی همراه شام، سیب زمینی سرخ شده سفارش داد. پس از دریافت غذا این شخص که ظاهراً کوریلیوس وندربیلت نام داشت؛ با اعتراض به این که سیب زمینی ها خوب سرخ نشده اند و چندان ترد نیستند آنها را به آشپزخانه پس فرستاد.

جورج کرام، سرآشپز رستوران که از این انتفاد حسابی عصبانی شده بود برای تمسخر ، سیب زمینی ها را به نازکی کاغذ برید به شدت به آنها نمک زده، دوباره سرخشان کرد و محصول را به این خیال که غیرقابل خوردن است سر میز وندربیلت برد؛ اما دستپخت کرام به جای یک غذای بی مصرف، یک شاهکار از آب درآمد و به همین راحتی، چیپس اختراع شد.

صاحب رستوران دریاچه ماه به زودی این خوراکی را وارد فهرست غذای خود کرد . چندی بعد کرام برای خود رستورانی باز کرد که سیب زمینی نازک سرخ شده را به شهرت رساند. کرام اسم این اختراع را به یاد رستوران اول چیپس ساراتوگا گذاشت( چیپس Chips جمع Chip به معنی ورقه و لایه نازک است) به این ترتیب نام چیپس به طور رسمی وارد ادبیات غذایی شد و به زودی رستوران های دیگر نیز شروع به عرضه آن کردند.

اما این ویلیام تاپندون از اهالی اوهایو بود که برای اولین بار چیپس سیب زمینی را از رستوران به مغازه های خواربار فروشی برد . در سال ۱۸۹۵ او فروش چیپس را به خواربار فروشی های محل شروع کرد و وقتی کارش گرفت، طویله اش را به اولین کارخانه چیپس سیب زمینی دنیا تبدیل کرد . کم کم مصرف چیپس آنقدر زیاد شد که در اولین سالهای قرن بیستم چند شرکت و کارخانه بزرگ، برای تولید انبوه آن بنا کردند. امروزه چیپس سیب زمینی در شکلها، مزه ها و مارکهای مختلفی تولید و عرضه می شود که بعضی از آنها به جای ورقه های سیب زمینی از قطعه های ریز به هم پیوسته آن استفاده می کنند.

راستی فکر می کنید اگر در آن شب سرد ، کورپلیوس وندربیلت مشکل پسند، هوس سیب زمینی سرخ کرده نمی کرد، یا جورج کرام آشپز انتقاد پذیری نبود، جهان چند سال دیگر در انتظار چیپس باقی می ماند؟!


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در دوشنبه 1388/06/09 ساعت 5:39 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


نازنین خدا بزرگه

می دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم
چی شده تنها نشستی ؛ مثل تو از همه دورم

واسه من زندگی سرده ؛ نکنه تو هم غریبی
کاش می شد اشکهات و پاک
کرد؛بمیرم تو هم بریدی؟

چه تبسم قشنگی ؛ وقتی به غمها بخندی
اخه ارزشی نداره ؛ دل به این دنیا ببندی

نازنین دنیا همینه ؛ اون که خوب بود بدترینه
نکنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همینه

این روزا عشقها خیاله ؛ حتی فکرشم محاله
عشق پاک
پیدا نمی شه ؛ باشه هم رو به زواله

می دونی چقدر عزیزه ؛ قطره سپید شبنم
مثل اون اشکهای نازت
؛ رو تن گلهای مریم

؛ غم و از خودت جدا کن
ما که تنها نمی مونیم ؛ افرین اخمات و وا کن


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در دوشنبه 1388/06/02 ساعت 3:59 بعد از ظهر موضوع عشقولانه | لینک ثابت


آرایش مو

صورت بیضی شکل :

خوش به حالتان ! نوع صورتتان به شما این اجازه را میدهد که هر مدل مویی که دوست دارید روی صورت خود پیاده کنید. پیشانی و چانه در صورت های بیضی کاملا با هم متناسبند . برای همین هم موهای کوتاه و هم بلند به شما میاد.

صورت قلبی شکل :

فک و پیشانی پهن نشانه این صورت است . مدلهای موهای کوتاه برای این صورت ها مناسب است. جدا کردن یک دسته موی ضخیم و جدا برای این نوع صورت انتخاب مناسبی است. برای اینکه مو در قسمت بالایی پرپشت به نظر میرسد و باعث محو شدن خطوط پهن چانه و فک میشود.

پیشانی پهن و چانه بلند :

موهایتان را زیر چانه تان جمع کنید. اینکار باعث میشه که تناسب صورتتان حفظ شه. همچنین چتری مو میتونه برای پوشاندن پهنی پیشانی مناسب باشه. 

صورت دارای اعضای درشت :

اگر عضوی از صورتتان مانند بینی درشت باشد ، میتوانید این ویژگی منفی را با پرپشت نگه داشتن موهاتان کمرنگ کنید .های لایت های روشن هم برای این صورت گزینه مناسبیه . موهای صافی که از وسط فرق باز شده اند باعث میشه که بینی درشت تر به نظر بیاد.این موضوع در مورد چتری بلند هم صاذقه .

صورت گرد :

برای دستیابی به یک صورت باریک تر سعی کنید موهایتان را روی صورتتان بریزید. موهایتان را از وسط باز کنید و بصورت حلقه های فر بر روی صورتتان بریزید.حالت موی فر در انتهای موها و در سمت چانه باعث بیشتر شدن گردی صورتتان میشود که نتیجه جالبی نخواهد داشت.

گردن کوتاه :

اگر گردن شما کوتاه است و میخواهید موهای کوتاه داشته باشید با استفاده از موهایی که بلندی آنها از سمت جلوی مو به سمت پشت افزایش پیدا میکنه میتونید مدل موی زیبایی داشته باشید 


 

نوشته شده توسط خرس مهربون در دوشنبه 1388/06/02 ساعت 12:9 بعد از ظهر موضوع دانستنیها | لینک ثابت


جدیدترین کد آهنگ